فرمانداری خور و بیابانک
خانه
سرايندگان و نويسندگان
سرايندگان ، نويسندگان ، مترجمان ، روزنامه نگاران خور

از منطقه خور شاعران و نويسندگان چيره دست و توانايي ظهوركرده اند كه اين خود نشان دهنده علافه و استعداد ساكنان خطه كوير به فرهنگ و ادب فارسي است . هر چند در ميانه اين نويسندگان و شعرا يغما از معروفيت و مقبوليت بيشتري برخوردار است ليكن به جرأت مي توان گفت كه اكثر قريب به اتفاق ساكنان خور از طبع شعر برخوردارند. در اينجا بعضي از بزرگان علم و ادب اين منطقه به طور خلاصه معرفي مي كنيم :



1. لطف علي محترم : در خور به دنيا آمد و در سال 1220 ه.ق وداع گفت . يغما جندقي فنون سرايندگي را از وي آموخته است و با خواهر يغما ازداواج كرده است . در حدور500 بيت از اشعار وي به صورت پراكنده باقي است .وي به اهل تصوف ارادتي تمام داشته و به وحدت وجود اعتقاد داشته است . غزليات او به شيوه غزليات مولانا در ديوان شمس است . وي از تعزيه سرايان نيز به شمار مي رود . اين قطعه از او صورت به ضرب المثل در آمده است :

يادم نمي كني و زيادم نمي روي يادت بخير يار فراموشكار من

نو نيستي و كهنه اگر گويمت خطاست باري خوش آمدي صنم نيمدار من

( نيمدار : لباس كار كرده اما قابل استفاده )

يك غزل از او :

زهي جمالت زند تجلي ، بگاه ظلمت ،به چشم موسي

فروغ رويت ، بود فروزان چو نار وحدت به طور سينا

شراب لعلت ، مي شبانه ، نبيذ وصلت گل چمانه

به تير نارت دلم نشانه ، به عين مستي ، زجام صهبا

هزار مجنون تو را به عالم ، يكي موخر ، يكي مقدم

نموده كسب از ، رُخت دمادم ، جو ز خورشيد ، عذار ليلا

بياد ساقي ، مي مروق ، كه همچو منصور ، زنم انا الحق

به يك اشارت ، قمر كنم شق ، كه جهل بوجهل شود هويدا



2. يغما جندقي ، 1196-1276 هجري قمري : ابوالحسن يغما جندقي به سال 1196 هـ.ق. در خور مركز بخش جندق و بيابانك متولد شد . نام نخستين او رحيم بود . بعدها نام خود را به ابوالحسن تغيير داد و تخلص ساغري او مجنون بود و پس از مصادره اموالش توسط حاكم جبار سمنان ذوالفقار خان را به يغما تغيير داد . وي فرزند حاج ابراهيم قلي از گوسفند داران آن منطقه بود. يغما به سال 1276هـ. بعد از هشتاد سال زندگاني در خور وفات يافت و در بقعه امام زاده داود مدفون گرديد . در مورد يغما به تفصيل در جايي ديگر به بحث مي پردازم .

نمونه اشعار يغما :

چهره دلبر و من گلگون است ليك آن از مي و اين از خون است

گرنه بر كشته فرهاد گذشت اسب شيرين ز چه رو گلگون است

خون بود قسمت چشم و لب ما تا لب و چشم بتان مي گون است

اين شفق نيست كه هر شام و سحر خون من در قدح گردون است

مي كند از رخ ليلي منعم واعظ شهر، مگر مجنون است

سرو گفتم قد موزون تورا آه از اين طبع كه نا موزون است

دانيم خرقه پرهيز چه شد در خرابات به مي مرهون است

مي رود از پي تركان يغما چه كنم كار فلك وارون است



3. حريف : از غزل سرايان خطه خور است . سيد ابوالحسن متخلص به حريف فرزند سيد علي از سادات طباطبايي جندق است . وي در نيمه قرن دوازدهم در جندق زاده شد . در نوجواني به اصفهان و تهران براي تحصيل رفت و سپس به خور باز گشت . و در سال 1320 ه.ق در تبريز در گذشت . در شعر حريف آزاد انديشي و روشن بيني موج مي زند . نمونه اي از شعر ايشان :

گيرم چو قدح زدست ساقي بوسم لب مي پرست ساقي

رندان همه از شراب مستند من مست زچشم مست ساقي

در بر بست ميان و دست بگشاد افغان گشاد و بست ساقي

مستند تمام اهل مجلس از نرگس نيم مست ساقي

تنها نه منم اسير زلفت شهري شده پاي بست ساقي

كردند مفرح دل من لعل لب مي پرست ساقي

از غمزه او فغان كه خوردم صد تير جفا ز شست ساقي

افغان كه شكست ساغر مي از مستي من شكست ساقي

ازدست حريف كاش افتد اين تازه غزل به دست ساقي



4. اسماعيل هنر: فرزند ارشد يغما كه به سال 1225 هجري قمري متولد و در 1228 هجري قمري وفات يافته است اين شاعر داراي ديوان اشعار است كه به همت آقاي سيد علي ال داود چاپ و منتشر شده است.



5. احمد صفايي : در سال 1236ه.ق متولد و در سال1314 ه.ق وفات يافته است وي بيشتر دوران زندگاني را در قريه جندق گذرانده است صفايي شخصي بسيار مذهبي بوده و مراثي استواري سروده است ديوان اشعار اين شاعر نيز به همت آقاي سيد علي آل داود چاپ و منتشر شده است . وي فرزند يغما و از همسر كاشاني وي هما خانم ملقب به بني قوقو مي باشد . مدتي در مكتب هاي خانه جندق و سپس در كاشان ادامه تحصيل داد . احمد صفايي مرثيه گو و نوحه سرا مي باشد و 480 غزل هم از ايشان بر جاي مانده است . ايشان انابيه اي به سبك مناجات نامه خواجه عبدالله انصاري تصنيف كرده است .

نمونه شعر :

بست آسمان كمر چو به آزار اهل بيت بگشود در زمين بلا بار اهل بيت

بر يثرب و حرم دو جهان سوخت ، تا فتاد با كربلا و كوفه ، سر و كار اهل بيت

زآن كاروان جز آتش حسرت بجا نماند تا كوچ كرد قافله سالار اهل بيت

لب تشنه جان سپرد مگر برد دجله را سيل سرشك ديده خونبار اهل بيت

دشمن ندانم آتش كين در خيام زد يا در گرفت ز آه شرربار اهل بيت

از آتش سموم مخالف به كربلا يك گل نماند در همه گلزار اهل بيت



6. ابراهيم دستان ملقب به يغماي ثاني كه در بين سالهاي 1237 الي 1240 متولد و در سال 1310 ه.ق در اثر ابتلا به وبا فوت كرده است ، ديوان او بر جاي مانده است مقام ادبي او به پاي برادرانش نمي رسد.وي از صاحب منصبان نظامي بود كه امير كبير او را ازاين كار منع كرد. پس از آن غلم طب آموخت.



7. تاراج : ميرزا اسماعيل متخلص به تاراج از اعراب عامري جندق در سال 1250 به دنيا آمد و در سال 1327 ه.ق در شاهرود وفات يافت . ديوان اشعار مراثي ، نوحه ، غزليات است كه به چاپ نرسيده است.

نمونه شعر :

صرف امد عمر در سختي و بدبختي همي با كمال نكبت از اغاز تا انجام من

غير كام خشك و چشم تر به بحر و بر همي قسمتي واصل نشد ، حاصل نيامد كام من



8. كيوان : محمد حسن فرزند احمد صفايي جندقي ( 1260 - 1325 ه.ق) ملقب به عمادالشعراء و متخلص به كيوان و خرد ، فردي باذوق و لطيفه پرداز بود . كتابي در لطيفه به نام الف ليل نگاشته است كه احتمالا از بين رفته است.اشعار كمي از نوحه و مرثيه و فكاهي ها از وي در دست است.

غزلي از وي :

شعله اي كاو به سر شمع برافروخته بود اثر سوزش پروانه سوخته بود

خرمن هستي خود سوخته ديدم روزي كه رخش از اثر باده بر افروخته بود

شانه مي خورد به زلف تو و هي دل مي ريخت از كجا زلف تو اينقدر دل اندوخته بود

تا خبردار شدم ديده به بازار غمت بود هر گو هر نا سفته كه بفروخته بود

ترك چشم تو پس پرده دريد يا رب اين پرده دري ها ز كه اموخته بود

وه چه خوش گفت كه مي سوزمت ازآتش هجر بعد از آني كه مرا ز آتش غم سوخته بود

جامه طاقت كيوان بدريدي روزي كز همه خلق نظر را به رُخت دوخته بود



9. سيد اسدالله منتخب السادات : در سال 1279 در خور ديده به جهان گشود . تحصيلات خود را در خور و تهران و سمنان گذراند . برخي از اثار وي :

1. نوش نامه ( بر وزن ليلي و محنون )

2. گل عمو نامه

3. تاديب النسوان ( رساله اي است به نثر )

4. فتح نامه ( در مورد كارهاي ماشاءالله كاشاني)

5. مسعود نامه ( در احوال ابراهيم خان ،حاكم خور و بيابانك ، 1336 ه.ق)

شمه اي از مرثيه هاي وي :

بود طفلي زحسين از اسرا در ره شام كه در آغوش پدر مَقر ، جسته مقام

بعد قتل پدرش زينب غم ديده مُدام داشتن فارغ از آسيب و شكنج و آلام

شام تا بام در آغوش كشيدش چون جان بام تا شام زدود از بصرش اشك روان

اندر آن ره شبي آن طفلك محزون اسير به خيال پدر افتاد و ز جان آمد سير

به فغان آمد و بر سر زد و ز آن سوز ضمير هوش رفتش زسر از شتر افتاد به زير

عرش لرزيد چه آن طفل در افتاد به خاك بي سكون گشت زمين جامه طاقت زد چاك

طفل تنها و بيابان مخوف و شب تار مانده از قافله با حسرت و غم ، گشته دچار

ريگ آن دشت تمامش به نظر آدمخوار نه تحمل ،نه شكيب و نه تواني ، نه قرار



10. حاج حسينقلي مُعلم خوري : از قديمي ترين فرهنگيان خور كه در سال 1362 چهره در نقاب خاك كشيد . وي اولين مدير مدرسه دولتي خور است. از معلم اشعاري تحت عنوان مناقب الائمه در سال 1335 با مقدمه شهيد دكتر علي شريعتي به چاپ رسيده است .در آن روزگار استاد شريعتي در طبس به تدريس اشتغال داشت .

بخشي از مقدمه استاد شريعتي درباره مُعلم : آقاي معلم خوري مردي است كه يك عمر نسبتا طولاني را در خدمت فرهنگ اين كشور صرف كرده است و در گوشه دور افتاده اي از اين مملكت به تربيت فرزندان پرداخته است . او اكنون شمع سوخته اي است كه با نور خود پيش پاي مردان آينده سرزمين خويش را روشن كرده است .



11. استاد حبيب يغمايي : حاج سيد حبيب الله يغمايي فرزند سيد اسد الله ، فرزند حجت الاسلام حاج سيد حبيب الله ، فرزند سيد ميرزا مجتهد در سال 1316 ه.ق در خور به دنيا آمد و در سال 24 ارديبهشت 1363 در تهران وفات يافت و در خور به خاك سپرده شد . وي در خور ، دامغان ، شاهرود و تهران تحصيل كرد و در دانشكده ها تدريس ادبيات را بر عهده گرفت . در سال 1357 از دانشگاه تهران دكتراي افتخاري ادبيات فارسي را گرفت . در سال 1303 شمسي همكاري ادبي خويش را با شاعر مبارز فرخي يزدي در روزنامه طوفان آغاز نمود و در سال 1327 خود مجله ادبي و گرانبار يغما را بنياد نهاد كه تا سال 1357 بدون وقفه به مدت 31 سال انتشار يافت ، مجله يغما در فرهنگ ايران زمين دايره المعارفي سترگ است . حبيب از چهره هاي جاودان فرهنگ ايران است . وي خدمات ارزنده اي به ادب و زبان پارسي كرد . برخي از آثار استاد :

1. جغرافياي خور و بيابانك

2. داستان تاريخي دخمه ارغون

3. رساله در علم قافيه

4. تصحيح گرشاسب نامه اسدي طوسي

5. فردوسي و شاهنامه او

6. منتخب شاهنامه با همكاري محمد علي فروغي ذكاء الملك

7. تصحيح كليات سعدي با همكاري فروغي

8. تصحيح غزليات سعدي

9. تصحيح قصص الانبيا ابواسحاق نيشابوري

10. تصحيح ترجمه تفسير طبري در هفت جلد

11. نمونه نظم و نثر فارسي

12. عامري نامه

13. مقالات فروغي

14. ديوان شعر سر نوشت

15. مقالات فروغي درباره شاهنامه و ....



12. محمد شايگان(متولد 1307 ) : حاج محمد شايگان فرزند عبد الحسين در سال 1307 در خور زاده شد گنجي شايگان در گوشه عزلت و اشعاري از وي در ماهنامه يغما و ديگر جرايد به چاپ رسيده است. گويش خوري را مدون كرده و به چاپ رسانده است .



13. ابوالقاسم طغري يغمايي (1302 - 1380 خ.) از شاعران و پژوهشگران شهرستان خور و بيابانك استان اصفهان در كوير مركزي ايران است. وي دبير بازنشسته آموزش و پرورش بود.
آثار :

1. گردآوري: مجموعه اشعار لسان الحق طباطبايي (وامق).

2. گردآوري: مجموعه اشعار لطفعلي خور، محترم.

3. مقدمه‌اي بر تعزيه‌خواني در خور.

4. با كاروان عشق : نوحه ها و مراثي شاعر

5. خور در آيينه زمان : تاريخ و مردم شناسي خور



14. وامق : ميرزا عبدالله ملقب به لسان الحق و متخلص به وامق از سادات طباطبايي در سال 1295 در خور زاده شد .وي مدتها در حوزه علميه يزد و سبزوار در كسب علوم ديني ممارست ورزيد. وي در سال 1349 قمري وفات يافت و در امام زاده داود خور به خاك سپرده شد.اشعار وي در ثناو رساي ائمه معصومين (ع) است.

غزلي از شاعر:

شبان تيره كه از هجر روي يار بنالم به هرزگي به نوائي مثال تار بناليم

ز ناي ناله برآرم چو ناي با دل سوزان ز بي وفايي آن يار گلعذار بناليم

به جرم عاشقيم گر به دار تن بفرازند فراز دار چو قمري به شاخصار بنالم

ز اشتياق دو پستان همچو حقه سيمش به خاك غلطم و چون طفل شير خوار بنالم

ز حمله هاي دليران شير گير نترسم ز غمزه هاي غزالان جانشكار بنالم

يكي گه نكند سوي من ز روي لطف هزار وار اگر من هزار بار بنالم

خوش است در شب تاري كه تار زلف سياهش بدست گيرم و همچون گزيده مار بنالم

صبا بگوي به آن سنگدل نگار كه تا كي به راه ديده بدوزم ز انتظار بنالم

اگر به رهگذري يار من گذار نمايد هماره همچو گدايان به رهگذار بنالم

به وصل او نرسي وامقا مگر به ضراعت بر آستان امامان هشت و چهار بنالم



15. محمد علي خطر : وي كوچكترين فرزند يغما بود كه در جواني به سمنان رفته و در آنجا فن تلگراف را آموخته و از سوي ناصر الدين شاه به رياست تلگراف خانه سمنان برگزيده شده است . شعري از او در دست نيست.



16. ابوالمفاخر يغمايي : فرزند ميرزا نصرالله مستوفي . در سال 1276 در روستاي بياضه زاده شد . تحصيلات خود را در خور ، سمنان انجام داد.وي پليس و در اداره آگاهي كار مي كرد. او شاعري خوش ذوق بود و آثاري چند از وي بر جاست . در سال 1323 در تهران در گذشت.

قطعه اي از شاعر :

به چار چيز نمي بايد اعتماد نمود چنان رسيده ز دانندگان اهل سلوك

نخست خنده دشمن دوم حرارت وي سوم تملق زن چارم التفات ملوك

علي اكبر افسر يغمايي : وي در سال 1353 در يزد وفات يافت و كارمند بازنشسته وزارت كشور بود از وي مقالاتي تحت عنوان شهر بابك در ماهنامه يغما و مقالاتي تحت عنوان نكاتي چند راجع به يغما در شماره هاي روزنامه پيك ايران به چاپ رسيده است . مرثيه اي بلند به نام وداع واپسين از او در يزد چند با به چاپ رسيده است .



17. خسرو غلامرضايي : در سال 1322 شمسي در خور زاده شد ، تحصيلات ابتدايي و دبيرستان را در زادگاه و سپس در اصفهان به انجام رساند . شاعري گرانقدر كه در دانشگاه كرمان به تدريس اشتغال داشت و در سال 1387 درگذشت.

نمونه شعر :

بي دوست زندگاني اي دل صفا ندارد ساقي بريز جامي دنيا بقا ندارد

زاهد برو به مسجد ، تزوير خويش بنما بهر فريبكاران ميخانه جا ندارد

قربان آنكه خنجر از پيش مي زند ، چون در كار بدسگالي رنگ و ريا ندارد

در بارگاه خوبان از نيك و بد مزن دم دل خواه ماهرويان چون و چرا ندارد



18. مرتضي هنري : متولد 1328 و فارغ التحصيل رشته جغرافيا از دانشگاه تهران و داراي درجه دكترا از دانشگاه ادينبورگ انگلستان در رشته سرزمين هاي خشك است . آثار و مقالات وي عبارتند از:

1. شتر داري در كوير ( در مجله مردم شناسي شماره 2 )

2. آبياري در خور ( مجله مردم شناسي شماره 2 )

3. قنات ( در چند شماره مجله هنر و مردم )

4. تعزيه در خور

5. اوسنگون ( كتابي حاوي قصه هاي خوري )

6. بررسي دو شاهراه كويري ( انتشارات جغرافياي ارتش )

7. بررسي منشاء روستاهاي استان سمنان ( انتشارات جغرافياي ارتش )

8. مقالات و كتب بسياري در رشته تخصصي خود به فارسي و انگليسي دارد و پايان نامه دكتراي او درباره قنات است.



19. اقبال يغمايي : اقبال يغمايي فرزند منتخب السادات متولد 12 . وي از استادان نثر روان فارسي و آثار زيادي از ترجمه و تاليف دارد و اولين بنيان گذار مجله براي دانش آموزان است. مجله دانش آموز به مديريت وي و به مدت پنج سال منتشر شد و هفت سال هم مدير مجله آموزش و پرورش از انتشارات وزارت فرهنگ(آموزش و پرورش فعلي) را عهده دار بود . در شانزده شهريور 1376 وفات يافت .

برخي ديگر از آثار وي :

1. تاريخ و جغرافياي دامغان

2. خليج فارس

3. خواجه نصيرالدين طوسي

4. بايزيد بسطامي

5. افرند

ترجمه هاي مهم وي :

1. ترجمه پتي شز

2. ترجمه ربنس كروزنه

3. ترجمه سفرنامه شاردن

4. ترجمه خن لن

20. احمد اميني ://///////////

21. نوبخت نقوي :////////

22. نوشاد نقوي :///////////////

23. عبدالكريم حكمت يغمائي فرزند ابوالقاسم طغري يغمايي شاعر و پژوهشگر است و كتاب‌هاي زيادي در باره خور و بيابانك نوشته است.

كتاب‌ها :

1 . جندق روستايي كهن بر كران كوير (انتشار: 1353 خ.)

2. بر ساحل كوير نمك (1369 خ.)

3. شهد شورستان
 
 
24.مرتضي محبي

از فرهنگيان شهرستان خور و بيابانك مي ‏باشد به سال 1352در خور به دنيا آمد فارغ التحصيل رشته جغرافيا در مقطع كارشناسي از دانشگاه اصفهان(1374) و كارشناسي ارشد جغرافيا و برنامه ريزي شهري از دانشگاه يزد (1391) مي باشد. اهم فعاليت هاي علمي وي به شرح ذيل مي باشد:

  1. 1.      پايان نامه كارشناسي با موضوع شترداري و خرما در خور و بيابانك
  2. 2.      پايان نامه كارشناسي ارشد با موضوع توسعه گردشگري در شهرستان خور و بيابانك با استفاده از مدل SWOT
  3. 3.      تأليف كتاب جغرافياي خور، انتشارات فلاحت ايران، به سال 1378
  4. 4.      نگارش كتاب راهكارهاي توسعه گردشگري در خور و بيابانك،انتشارات گلستان، 1393 

 

تاریخ به روز رسانی: 1394/02/09
تعداد بازدید: 6935
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
کلیه حقوق این پایگاه متعلق به فرمانداری خور و بیابانک میباشد.
Powered by DorsaPortal