فرمانداری خور و بیابانک
خانه
زمين شناسي
زمين شناسي عمومي منطقه خوروبيابانك:

سازند هاي اين منطقه عبارتند از :

در اين منطقه مجموعه دگرگوني جندق در پروتروزوئيك و مجموعه دگرگوني دو شاخ شامل دگرگوني هاي پشت بادام و بياضه در پالئوزوئيك پاييني وجود دارد .

1. سازند پاده آ : رخساره تخريبي متشكل از ماسه سنگ و دولوميت و دو افق ژيپسي است .

2. سازند بهرام: آهك بهرام در نواحي مختلف ضخامتهاي متفاوتي داشته بدين نحو كه از معدن باريت نيوك به سمت شمال غرب بر ضخامت اين سازند افزوده مي شود بطوريكه در حوالي روستاي دره بيد ضخامت اين سازند به 300 متر مي رسد. اين سازند از تناوب آهكهاي ضخيم لايه، كوارتزيت با ميان لايه هاي نازك آهكي شكل گرفته است .

3. سازند شيشتو : داراي دو افق تخريبي و آهكي مي باشد. رسوبات تخريبي (عمدتاً شيل و ماسه سنگ با ميان لايه هاي كنگلومرا )را تحت عنوان شيشتو و مربوط به دونين فوقاني شناخته و رسوبات آهكي- دلوميتي فوقاني را تحت شيشتوبه كربونيفر زيرين نسبت مي دهند. اين سكانس تخريبي- آهكي سازند بهرام را پوشانده وبا ناپيوستگي هم شيب توسط سازند آهكي جمال پوشيده مي شود. نكته قابل توجه در مورد اين سازند وجود سنگهاي آتشفشاني قليايي در قسمت زيرين اين سازند در حوالي معدن باريت نيوك مي باشد. در مقطع تيپ، اين سازند از دو افق گونياتيت دار تشكيل شده است كه توسط افقي از شيلهاي سياه رنگ از يكديگر جدا مي شوند. سن سازند شيشتو دونين پسين - كربونيفر زيرين در نظر گرفته شده است .

4. سازند سردر 1 و2: ليتولوژي آهكي و به سن كربونيفر بالايي - پرمين زيرين وي باشد. اين ليتولوژي سيكل هاي ساحلي ، شامل شيل و ماسه سنگ هاي دلتايي مي باشد . كرينوييد ها شاخص فسيلي اين سازند مي باشد .

5. سازند آهكي جمال : از آهكهاي توده اي تا ضخيم لايه دلوميتي شده(به ضخامت 100 متر) و در قسمتهاي فوقاني از يك لايه كوارتزيتي حاوي رگه هاي باريت (به ضخامت 8 متر) تشكيل شده است. در اثر بارندگي و فرسايش بادي آثار كارستي دراين آهكها ديده مي شود. حد بالايي سازند جمال توسط افقي از خاكهاي قديمي (paleo soil) تعيين مي شود و با ناپيوستگي هم شيب توسط رسوبات ژوراسيك زيرين پوشيده مي شود.

در مرز پرموترياس زون ايران مركزي افق فرسايشي مشخصي ديده نمي شود . توال كاملا هم شيب و شواهد ديرينه شناسي در اكثر نقاط نشانگر آنكانفورميتي ( unconformity ) است .



6. سازند هاي كرتاسه :

بررسي سنگهاي كرتاسه اين منطقه، توسط محافظ و مشتاقيان (1963)، خسرو تهراني (1977) و آيستوف و همكاران (1984) نشانگر آن است كه : « در ناحيه خور » مرز زيرين رديفهاي كرتاسه ديده نميشود و كهن ترين لايه ها از نوع سنگ آهكهاي ماسه اي است كه به طرف بالا مارني ميشود و به دليل داشتن Epiaster sp. وHemiaster sp. سن سنومانين دارد . در اين ناحيه، رديفهاي تورونين - كنياسين وجود ندارد. سنگ آهكهاي تخريبي - زيستي - مارني سانتونين - كامپانين، به ضخامت 400 متر، با سنگ هاي كهنتر كرتاسه (سنومانين) مرز دگرشيب دارد. سنگ آهكهاي پلاژيك ماستريشتين با 450 متر ستبرا، به طور همشيب بر روي رديفهاي سانتونين - كامپانين قرار دارد ولي بخش پاياني توالي ماستريشتين كه از نوع سنگهاي مارني است، با سنگهاي زيرين (ماستريشتين) ارتباط ناپيوسته دارد. حذف تورونين - كنياسين، دگرشيبي زاويه دار در پايه سنگهاي سانتونين - كامپانين، دگرشيبي موازي به سن ماستريشتين، نشانه پيشروي و پسروي مكرر دريا در ناحيه خور است در حد فاصل بلوك هاي طبس و يزد از خرد صفحه ايران مركزي، كمربند طويل، ناپيوسته و خميده اي از واحدهاي سنگي شديدا چين خورده- گسليده و دگرگون شده مشاهده مي شود كه از مجاور گسل درونه در شمال تا نزديكي كرمان در جنوب گسترش دارند. اين كمربند ساختاري پيچيده را گودال كرمان- كاشمر (براتاش،1975) يا پهنه زمين ساختي كاشمر-كرمان (رمضاني،1997، شاه پسندزاده،1379) ناميده اند. در مرز بين پهنه زمين ساختي كرمان- كاشمر و بلوك يزد، گستره اي به پهناي بيشينه 25-30 كيلومتر متشكل از واحدهاي زمين ساختي چاپدوني و پشت بادام توسط گسل هاي امتداد لغز پشت بادام در خاور و چاپدوني در باختر محصور گرديده است(حقي پور و پليسر، 1968و 1977، هوشمندزاده،1969، حقي پور، 1974 و 1977، صديقي، 1371، رضوي،1372، لاوي،1376و رمضاني،1997). اين گستره با سنگ هاي دگرگوني درجه بالاي چاپدوني و مجموعه اي از آميزه هاي افيوليتي و توالي هاي شيب قاره اي دگرگون شده پشت بادام متمايز مي شوند (شاه پسندزاده،1379). پهنه گسلي چاتك- ني باز در حد فاصل واحدهاي سنگ زمين ساختي پشت بادام در خاور و چاپدوني در باختر قرار دارد. مجموعه سنگ هاي دگرگوني پشت بادام به طور عمده از آمفيبوليت، آمفيبوليت شيست، سرپانتينيت، ميكاشيست، كوارتزيت، شيست هاي كوارتزيتي، فيليت، مرمر و متاچرت تشكيل شده است. در اين نوشتار ارتباط دگرشكلي هاي شكل پذير مجموعه سنگ هاي دگرگوني پشت بادام با رويدادهاي آذرين- دگرگوني بر اساس بررسي هاي دقيق ريزساختاري در ناحيه ساغند-پشت بادام (باختر ريزصفحه ايران مركزي) براي اولين بار ارائه مي شود.

7. سازند چاه پلنگ : ( ژوراسيك بالايي _ كرتاسه پاييني ) ليتولوژي غالب شيل و ماسه سنگ است .

8. سازند نقره : ( نئوكومين پاييني ) آواري پيشرونده كرتاسه پايين است كه از ماسه سنگهاي سبز - سُرخ، سيلت سنگ و كنگلومرا ساخته شده است. در برخي بُرشها، اين سازند افقهاي متعددي از سنگ آهك ماسهاي، مارن حاوي فسيلهاي دريايي به ويژه اُربيتولين، شكمپايان و روديست دارد كه به احتمال به نئوكومين-رمين دارند . در كوه معراجي، سازند نقره، تواليهاي پالئوزوييك و مزوزوييك را با دگرشيبي آشكار ميپوشاند. ولي در مناطقي كه تواليهاي ژوراسيك بالايي - كرتاسه پاييني (سازند چاه پلنگ) وجود دارد، اين دو سازند به ظاهر يك رديف پيوسته را ميسازند. مرز بالايي سازند نقره با واحد سنگي رويي (سازند شاهكوه)، پيوسته و تدريجي است. ويژگيهاي سازند نقره به گونه اي است كه مقايسه آن را با تواليهاي پيشرونده و سُرخرنگ نئوكومين ديگر نقاط ايران، از جمله سازند سنگستان امكانپذيرمي سازد.

9. سازند شاهكوه : ( آپتين - آلبين ) از ضخامت متغيري (100 - 460 متر) سنگ آهك خاكستري رنگ اُربيتوليندار تشكيل شده كه گاهي، به ويژه در بخش بالايي آن، ميانلايههايي از سنگآهك ماسهاي و مارن دارد. بر اساس ريزسنگواره هاي جانوري، بازوپايان، دوكفه ايهاي نوع روديست و ... سن اين سازند آپتين تا آلبين گزارش شده است. ولي سيدامامي (1357)، به استناد افق آمونيتي لايمريلا كه حدود 300 متري بالاي اين سازند قرار دارد، سازند شاهكوه را به سن بارمين تا آپتين پيشين ميداند. سازند شاهكوه را ميتوان هم ارز سنگي و زماني سازند تفت در ناحيه يزد و سنگ آهك هاي اُربيتوليندار ناحيه اصفهان دانست.

10. سازند بيابانك : ( آپتين - آلبين پاييني ) شامل سنگ آهگ ، اسليت هاي رس و مارني ، مارلستون است . در منطقه بيابانك رخساره شيلي به ضخامت تقريبا 300 متر ديده مي شود ( حقي پور و پليسر ،1968 ) گانر ( 1955 ) آنها را به عنوان سرزمين هاي دگرگون شده مزوزوييك زيرين در ايران مركزي توصيف كرده است . اين شيار ها متورق خاكستري تا سبز و خاكستري تيره است كه به طور محلي تا حد حالت فيليتي داشته و دراين حالت واجد رگه هاي كوارتز زياد است . در ضمن گاهي در آن لايه هايي از شيل هاي ماسه اي ، سيلتي ، آهكي ، مارني و به ندرت لايه هاي بسيار نازك از آهك متبلور به صورت بين لايه هايي ديده مي شود كه واجد فسيل هاي فراواني از آمونيت و بلمنيت مي باشد . سن آنرا كرتاسه زيرين ( آلبين ) معين مي كند . در حد فوقاني و تحتاني شيل هاي بيابانك اهك اوربيتولين دار وجود دارد . با پيگيري جانبي شيل ها به تدريج به رخساره هاي ديگر آلبين به ويژه آهك اوربيتولين دار تبديل مي شود . در كوه پرويز در جنوب خور و غرب پشت بادام بر روي سازند شمشك ، بيرون زدگي هاي پراكنده اي از آهك اوربيتولين دار ديده مي شود . كه به سمت بالا به شيل هاي بيابانك تغيير مي يابد . پس نتيجه گرفته مي شود كه سازند مزبور در منطقه بيابانك - بافق از نظر سني از حد آپسين - آلبين تجاوز نمي كند .به نوشته شميراني ( 1363 ) ، شيل هاي بيابانك با ليتولوژي غير عادي و ضخامت فوق العاده خود در هيچ جاي ديگر ايران مركزي ديده نمي شود . و در منطقه نمونه خود ( بيابانك ) در گرابن نسبتا وسيعي ته نشين شده است . كه قاعدتا بين دو گسل محدود است . در جنوب كوه هاي چاپدوني ، در ميان شيل هاي بيابانك ، كنگلومرا و ماسه سنگ هايي ديده مي شود كه در روي آن مارن هاي استراكود دار قرار دارد . كنتاكت اين مجموعه با شيل هاي بيابانك به وضوح دگر شيب است . به اين ترتيب مجموعه كنگلومرايي ، ماسه سنگي ، مارني مذبور ، سازند بيابانك را به دو بخش كاملا متمايز زيرين و بالايي تقسيم مي كند ، در بالاي دگر شيبي مذكور يك نمونه آمونيت كه شاخص آلبين مياني - بالايي است ديده مي شود و نشانگر آن است كه سن سازند بيابانك در افق هاي بالاتر از آلبين انتهايي تجاوز نمي كند .

11. سازند ميرزا : ( آلبين بالايي )ليتولوژي غالب شيل هاي بين لايه اي ، سنگ آهك ، ماسه سنگ همراه با كالك رودايت و كنگلومراي قاعده اي

12. سازند بازياب : ( تورنين - سنومانين ) ليتولوژي غالب مارنهاي سبز و خاكستري ، آرژيليت ، سنگ آهك ، برخي اوقات ذرات ماسه اي

13. سازند دِبَرسُو : (سنومانين ) شامل مارن و سنگ آهك اُرگانيك و آواري ، سنگ آهك هاي ماسه اي ، ماسه سنگ ، گراولستون

14. سازند هفتومان : ( سنونين پاييني ) ليتولوژي غالب آهك هاي همراه با قطعات آهكي آرژيليتي و روديست و ذرات ماسه ، گراولستون مي باشد .

15. سازند فرخي : ( سنونين بالايي - دانين ) سنگ آهك ( گاهي همراه با چرت ) ، مارن ، ماسه سنگ

16. سازند شمشك : دوره ژوراسيك در منطقه با رخساره هاي ماسه سنگي و شيلي ضخيم لايه با ميان لايه هاي مارني بنام سازند شمشك شروع مي شود. اگر چه مقطع تيپ اين سازند در البرز مركزي است ولي در نواحي طبس و كرمان نيز گسترش دارد و از ماسه سنگ، شيل، مارن، آهك و كنگلومرا با ضخامت زياد تشكيل شده است كه روي سازند نايبند و زير آهك بادامو قرار مي گيرد. حال آنكه سازند شمشك در منطقه دره بيد- نيوك بر روي آهكهاي پرمين قرار مي گيرد و نسبت به مقطع تيپ ضخامتي به مراتب كمتر داشته و حاوي ماسه سنگ، شيل همراه با ميان لايه هاي مارني مي باشد.

17. سازند چوپانان : به رديفهاي پالئوسن - ائوسن زيرين «در ناحيه خور»، سازند چوپانان نام داده شده كه به طور عمده شامل سنگ آهك هاي پلاژيك است و در پايه آن، واحدي از ماسه سنگ، با ضخامت متفاوت وجود دارد كه نشانگر پيشروي دريايي پالئوسن بر روي سنگهاي كرتاسه است. سن بخش قابل توجه اي از سازند چوپانان بر اساس شمار زيادي از ميكروفسيلها پالئوسن است. گفتني است كه سازند چوپانان بر روي سطح فرسايش يافته سنگهاي دانين Danian قرار ميگيرد و لذا در اين ناحيه، فاز فرسايشي لاراميد پس از آشكوب دانين عمل كرده است. در بخش شمالي «كوههاي خاور ايران» ، سنگهاي پالئوسن شامل سنگهاي آذرين (آندزي بازالت تا داسيت) همراه با آگلومرا، آذرآواريها و سنگهاي ميكريتي (درياچهاي) به رنگهاي صورتي تا قهوهاي زرد يا سفيد است. ميانلايههاي رسوبي (كنگلومرا، آذرآواري و ميكريتها) از پايين به بالا افزايش مييابند. واحد زيرين (پالئوسن - ائوسن) با لايه هاي ماستريشتين پسيـن پيوند ناهمساز دارد و شامل ستيغ هاي آهكي است كه به سوي بالا و جانبي به تدريج به مارن و ماسه سنگ تبــديل ميشود. تمام لايه هـاي مارني اين واحد داراي جلبك، ميكروفسيلهـاي پلانكتون Globigerina velascoensis, G.pseudomenaroli (BALL:) Globoratalia cf. aequa cushua (CUSHMON AND RENZ) پالئوسن است. اما بخشي از سنگ آهك ها به دليل داشتن انواع آسلينا و نوموليت، شاخص ائوسن هستند.

18. سازند دره انجير : ( هم ارز با كنگلومراي كرمان ) به سن ائوسن زيرين ، ليتولوژي آن كنگلومراي خاكستري رنگ ، ماسه سنگ ، مارن و در بخش تحتاني ماسه سنگ قرمز رنگ ، مارن ، مادستون ، كنگلومرا ، سنگ آهك مي باشد .

در انتهاي ائوسن زيرين و روي سازند دره انجير سنگ هاي آذريني با ليتولوژي آندزيت ، داسيت و همراه با آنها توف ديده مي شود.

19. سازند قم ( اُليگوسن - ميوسن زيرين ) ليتولوژي آن كنگلومرا ، سنگ آهك ، ماسه سنگ ، رس مي باشد .

20. سازند قرمز فوقاني ( ميوسن بالايي ) ليتولوژي آن ماسه سنگ ، ژيپس ، رس مي باشد و روي آن با ناپيوستگي كنگلومراي پليوسن و سپس رسوبات كواترنري قرار دارد.
تاریخ به روز رسانی: 1393/10/08
تعداد بازدید: 6671
امتیازدهی
میانگین امتیازها:1 تعداد کل امتیازها:2
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
کلیه حقوق این پایگاه متعلق به فرمانداری خور و بیابانک میباشد.
Powered by DorsaPortal